تبليغاتX
(آصف)
عالمانه عارفانه شاعرانه عاشقانه

 

نظام احسن در فلسفه و عرفان نظری توسط اکابر علم و نظر تعریف شده است اما بنا به اهمیت خاص عرفان عملی - این کمترین - از نظام احسن در ارتباط با عرفان عملی اینگونه تعبیر می نماید:

     همانگونه که حق را در عرصه خلقت نظام احسن است، انسان که خلف وجود (خلیفه) اوست نیز باید در عرصه خَلق و خُلق خود (نیات، افکار و ملکات) با خیر نیّت و حُسن عمل جز در پی آفرینش نظام احسن نباشد. در غیر این صورت شایستگی خلافت حق را نمی یابد. 

ممکن است حسب الحال شرح و توضیحات احتمالی در پی بیایید.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت   توسط .  | 

سفر مردمان گرد جهان

سفر دونان از جان به جهان

سفر عالم در جان و جهان

سفر مردان از جان و به جان

سفر درویش در عرصه جان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط .  | 

در درون تـوست بـاغ جان تو          گـر بـگيري تـو سراغ جان تو

جنت رضوان كه آمد درحديث        روضه اي باشد ز راغ جان تو

كوكب خورشيد درسير سماء       شمعكي از چـلچراغ جان تو

هرشراب مستي اندر دورچرخ      قـطره اي مي از اياغ جان تو

گـوهر نـاياب  و نـاب راحتي          هـم ز جـان تـو فراغ جان تو

هـمچو لاله  يـادگاري از ازل         مـانده از درد تــو داغ جان تو

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت   توسط .  | 

درويش بي خويش است كه نه در بند خويش است.

 همواره خدايش در پيش است كه خود خداي خويش است.

بي كيش است كه بي كيشيش كيش است.

 نه در فكر نوش در انديشه نيش است كه نوشش نيش است.

 خاموش است اگر چه حرف دلش بيش است.

حرف دلش يكي است آن يكي خود بيش است و آن اينكه او درويش است.  

خاموشي اش نوش است حرف دلش نيش است.

  دلش ريش است نه از غير كه از خويش است كه او را غيري نيست

همه خويش است  او را نه غريب و نه خويش است.

 نه پشمينه پوش است كه راز دلش در آغوش است و لباس  سرّش در پوش است.

در فكر حال است نه عاقبت انديش است.

در كار و بار است نه عافيت انديش است.

در راه خويش است نه مصلحت انديش است.

 او را نه غمي و نه تشويش است. كه همه در شادي خويش است.

شاديش بي زوال كه خود شادي خويش است.

مگر عالم يك دياري بيش است و ديّاري جز درويش است.

 درويش خداست نه خداي درويش است كه درويش صاحب و خداي خويش است.

 و خدا  خداي و صاحب غير خويش است.

 درويش غني است كه درويش است كه از همه بي نيازتر درويش است.

 با اين همه كه درويش درويش است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت   توسط .  | 

 

بـیا  بـه عـین طـراوت، بـه  آب  برگردیم            بــه  گـاه گـاه  خــوش الــتهاب، برگردیم

نـمـی دهـد  خــبری،  ازدحـام  بـیـداری           بـه سوی خلوت رؤيا، بـه خواب برگرديم

چه دير می شود اين وعده گاه برگشتن           درنــگ نـيسـت روا، بـا شـتاب برگرديم

اگـر نـه جنس طـراوت، نـه صـافی آبيم             نـه از فــريـب،  بـه رنـگ سـراب برگرديم

خـمـار خـواب  نـباشـيـم،  گـاه بـيداری             ز سـمت مـشرق جان، آفتاب! برگرديم

به سيرشب،چوفروغ ستاره ای نشديم           سحر بـه رسـم انـابت، شـهاب برگرديم

مـبـاد!  پـرسـش  لـبـريـز  آب را،  نـاگـه            مـيان خـشکی لـب بـی جـواب برگرديم

ميان قحطی وخشکی پرحرارت دشت            بـه سايبانی جان چـون سحاب برگرديم

زمـان رجعت خود را بـه خويش دريابيم            دهـد منادی جـان اين خـطاب: برگرديم!

اگـر به هيچ خـمی آب يافت هم نشود            ز سوی خـانه خـم جان شراب! برگرديم

خـرابخانه جـان گر مـقيم مجمع ماست           بــه گـاه تــفـرقـه  بــايـد  خـراب برگرديم

پس از گـذار بسی اشکبار از طـف جان           بــه هـر طف دگـری  دل کــبـاب برگرديم

درين حرم که بودجان وگشته ايم مقيم           بــه هـر حـريم  بــه گـام صـواب برگرديم

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت   توسط .  | 

بانوی عارفه مجتهده امین

 

زندگی و آثار آن بانو ی بزرگوار:

بانو مجتهده نصرت امین (حاجیه نصرت بیگم معین امین)-( مشهور به بانوی ایرانی ) بسال 1265 ش از دامان مادری پاک زاده شد. پدرش حاج سید محمد علی (امین التجار اصفهانی) از افاضل و اکابر اصفهان بود. از کودکی در عوالم کشف و درک معبود و سلوک معنوی پرداخت وعمر خود را صرف تحصیل علم وکمالات معنوی کرد. حوزه بی نظیری برای بانوان بنام ( مکتب فاطمه ) تاسیس کرد.که تا کنون بوسیله شاگرد مبرز ایشان حاجیه خانم علویه همایونی اداره میشود. تا 40 سالگی به تهذیب وریاضت وتحصیل مشغول بوده است و سپس  از دست آیات عظام شیخ عبدالکریم قمی، محمد کاظم یزدی، آقا میرزا اصطهباناتی شیرازی و حاج میر سیدعلی نجف آبادی درجه اجتهاد کسب کرد.ارتباطش با مبدا اقیانوس رحمت چنان بود که هنگام اذکار و راز ونیاز به درگاه بی نیازتهلیل گلها و ریاحین بگوش جان می شنید. چنانکه این عارف ربانی به زبان خود در کتاب نفحات الرحمانیه که از واردات قلبی و الهامات واشراقات سرچشمه دارد به این امر اشاره کرده است. آن بانوی عارفه  در 23 خرداد 1362 ش – اول رمضان 1403 ق پس از 90 سال رحلت کرد .همواره آثار خود را بنام (بانوی ایرانی) با عنوان (بقلم کمترین ذریه آل عصمت) می نوشت.

اثار ایشان شامل:  

1-     اولین اثر:اربعین الهاشمیه بعربی نشانه مقام علمی اوست (چهل حدیث درتوحید وصفات باریتعالی و احکام شرع باترجمه و شرح خانم علویه)

2-     مخزن اللئالی در فضایل علی(ع)

3-     تفسیر قرآن (مخزن العرفان) 15 جلد

4-     نفحات الرحمانیه (96 عنوان در سلوک و عرفان وواردات قلبی)

5-     سیروسلوک در روش اولیاء و طریق سعدا (بااستناد سیر العباد- درکشف وشهود ومقامات)

6-     روش خوشبختی بیشتر توصیه به خواهران .

7-     اخلاق(اقتباس و ترجمه طهارت الاعراق ابن مسکویه) فلسفی عرفانی نقلی  که در دانشگاهها تدریس می شود.

8-     جامع الشتات بعربی در حکمت عرفان مسائل و احکام .

9-     معاد یا آخرین سیر بشر (بااستناد سیر العباد الی المعاد حکمت کمال و معادواثبات حرکت کمالیه)استناد مثنوی مولوی

 

 

برداشت از مقدمه کتاب روش خوشبختی با مقدمه مصطفی هادوی(شهیر اصفهانی) و کتاب اخلاق این  بانوی عارف توسط این حقیر (نویسنده وبلاگ).

((این مطلب را به جهت ارزش معنوی وعرفانی آن در اینجا آورده ام والا بانوان زیادی بوده و هستند که مراتب علمی را طی کرده و صاحب نظر و اجتهاد می باشند. شخصیت این بانوی بی نظیر بعنوان یک بانوی بی نظیرمعنوی در کنارنام  دهها عارف معاصر مثل رجبعلی خیاط و هاشم حداد و .... غیره می درخشد. نظرات عرفانی و اجتماعی این بانوی علامه و دستور العمل های اخلاقی اش در میان تمام آثار دینی- اخلاقی معاصر کم نظیر است  واز روح معنوی و عرشی او سرچشمه می گیرد و حکایت حال اتصال پرتو وجودش به خورشید حقیقت است. یکی از کتب اخلاقی ایشان سالها کتاب درسی دانشگاهی و حوزوی بوده است. در قدر و منزلت و مقام معنوی و عرفانی این بانوهمین کافی است که بدانیم عالم عارف مرحوم علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان خود به دیدار این بانوی عارف می شتافتند.)) روحش قرین فیض و رحمت حق باد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت   توسط .  | 

مردمان نوروز را عید می دارند

عاشقان روز وصال

عارفان روز کمال

درویش هر روز را

 

جاهلان خدای را در آسمان

مردمان هم در زمین و آسمان

عالمان خدای در جان و جهان

عابدان خدای را قبله جان

عارفان خدای را در دل و جان

درویش خدای جان خویش و دل ریش

 

مردمان بسوی سرنوشت خویش می روند

عالمان بسوی درک آنچه حق نوشت می روند

عارفان بسوی حق بپای خویش می روند

درویش بسوی جان خویش و دل ریش.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت   توسط . 

با نام و یاد او

وآغازی دیگر

و دریچه ای

رو به جهانی دیگر. 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384ساعت   توسط .