باغ جان
در درون تـوست بـاغ جان تو گـر بـگيري تـو سراغ جان تو
جنت رضوان كه آمد درحديث روضه اي باشد ز راغ جان تو
كوكب خورشيد درسير سماء شمعكي از چـلچراغ جان تو
هرشراب مستي اندر دورچرخ قـطره اي مي از اياغ جان تو
گـوهر نـاياب و نـاب راحتي هـم ز جـان تـو فراغ جان تو
هـمچو لاله يـادگاري از ازل مـانده از درد تــو داغ جان تو
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت توسط
|